پیدا





سمیرا یوسفی

درخواست حذف اطلاعات

آن شب میان تو و من نه عاقدی بود نه کشیشی چونان آدم و حوا فقط خدا بود.



حامد حجت خواه

درخواست حذف اطلاعات

من ره به فراسوی زمان یافته ام از گمشده ی خویش نشان یافته ام تا آن بشوم که می توانم باشم جان داده ام و دوباره جان یافته ام



ح ی تبریزی

درخواست حذف اطلاعات

چون ننالم که در این دل زاری هست راحتی نیست در آن خانه که بیماری هست دلم از به تنگ است خدایا برهان هرکجا در قفسی مرغ گرفتاری هست



وحید عمرانی

درخواست حذف اطلاعات

اگر تو شب بودی و من روز یک زمان بیشتر باقی نمی ماند گرگ و میش.



رزه آو سلندر

درخواست حذف اطلاعات

سرزمین پدری من مرده است اینان سرزمین پدری مرا در آتش دفن کرده اند من ... در سرزمین مادری ام زندگی می کنم در کلمات.



تون هرمانز

درخواست حذف اطلاعات

عشق را همان اندازه می توانی پنهان کنی که سرفه را.



جلیل صفربیگی

درخواست حذف اطلاعات

در اوج یقین اگرچه تردیدی هست در هر قفسی کلید امّیدی هست چشمک زدن ستاره در شب یعنی توی چمدان ماه، خورشیدی هست



رضا محمدزاده

درخواست حذف اطلاعات

بی تو ازدحام پیاده رو مثل تشییع جنازه ام وحشت دارد.



وحید عمرانی

درخواست حذف اطلاعات

پری واری پری آسا پری روی گل سرخ از تو می گیرد چنین بوی شبی آن چهره را در چشمه شستی از آن شب بوی عنبر می دهد جوی صباحی گیسوان را باز کردی نسیم صبحدم آمیخت در موی وزید آن باد بر جانم از آن پس من و مستی و مدهوشی در آن کوی دل مجنون غبار راه لیلاست پریشان است در هر دم به یک سوی



شمس لنگرودی

درخواست حذف اطلاعات

جز روزگار من همه چیز را سپید کرده برف.



غلامرضا بکتاش

درخواست حذف اطلاعات

ایستاده ام ایستاده ای ایستاده ایم جنگلیم تن به صندلی شدن نداده ایم.



قیصر امین پور

درخواست حذف اطلاعات

مرد ماهیگیر ط هایش را به دریا ریخت شادمان برگشت در میان تور خالی مرگ تنها دست و پا می زد.



بیژن ارژن

درخواست حذف اطلاعات

هر لحظه دم از نفاق با هم بزنند یا حرفی از این سیاق با هم بزنند یک بار نشد عقربه های ساعت یک دور به اتفاق با هم بزنند



علیرضا روشن

درخواست حذف اطلاعات

باد می خواهم باشم در موی یار بادم اینک لا به لای خار.



احمد شاملو

درخواست حذف اطلاعات

شانه ات مجابم می کند در بستری که عشق تشنگی ست زلال شانه هایت همچنانم عطش می دهد در بستری که عشق مجابش کرده است.



کامران رسول زاده

درخواست حذف اطلاعات

روزها که مدام با منی شب ها هم در خوابم تو چرا نمی خو ؟!



علیرضا بهرهی

درخواست حذف اطلاعات

روز رفتنت خودش را به خواب زد مردی که مردن نمی دانست.



وحید عمرانی

درخواست حذف اطلاعات

پاییز اگر وقت آمدن خش خش برگها؛ آن صداهای جادویی را زیر گامهایش می شنید هرگز نمی رفت.



حسام بهرامی

درخواست حذف اطلاعات

آرام ی رد شده اما ضربانش باید بنویسم غزلی تا هیجانش… عطر خوش نعنای تو در حلقه ای از دود سرگیجۀ این شهر، من و نقش جهانش آواز بیاتی و چه خوب است که یک شب عریـان بشوی در وسط جامه درانش از روی لب توست که در حاشیۀ قم هی شعبه زده حاج حسین و پسرانش این شعر فقط تاب و تب رد شدنت بود چیزی که عیان است چه حاجت به بیانش دنبالۀ موهای تو بر صفحۀ کاغذ آرام ی رد شده امـا ضربانش…



علیرضا روشن

درخواست حذف اطلاعات

به هر چه نمی خواستم رسیدم جز تو که می خواستمت.



صدرالدین انصاری زاده

درخواست حذف اطلاعات

تکه های ع مرا بریز در سطل زباله سوپورها تکه های ع تو را کنارش می گذارند.



شهاب حسن وند

درخواست حذف اطلاعات

دستت را که گرفتم به تو مبتلا شدم.



چار بوکوفسکی

درخواست حذف اطلاعات

دوستت دارم چونان مردی که عاشق زنیست که هیچ گاه لمسش نکرده فقط برایش نوشته است و چند ع ش را نگاه می دارد.



صابر سعدی پور

درخواست حذف اطلاعات

همه تو را تکرار اشتباهاتم می دانند اما آنها چه می دانند هر بار به شکل تازه ای تو را دوست دارم.



شمس لنگرودی

درخواست حذف اطلاعات

در آبم و از تشنگی می میرم لطفاً خم شوید از قلاب سؤالی که بر لبم آویخته نجاتم دهید می خواهم به خواب روم در گوش ماهی دربسته ای که کلیدش آب شد.



پرویز بیگی حبیب آبادی

درخواست حذف اطلاعات

رود تا به خانه نرسد رودخانه نیست.



سلمان هراتی

درخواست حذف اطلاعات

سپیدتر از سپیده بر شقیقۀ صبح ایستاده ای و از جیب خویش خورشید می پراکنی.



وحید عمرانی

درخواست حذف اطلاعات

از تولّد تا مرگ هیچ نیست جز شبی در انتظار سپیده دم.



ایرج زبردست

درخواست حذف اطلاعات

رودیم ولی هم نفس مرد م سیلی خور این زمانۀ کج ت م تاریخ به زیر آب فریاد کشید کورش تو به پا خیز که ما در خو م



سید طاها صداقت

درخواست حذف اطلاعات

نبودنت سخت است مثل تکلیف ریاضی برای انسانی ها و حفظ مکالمۀ عربی برای تجربی ها بیا حالمان را زنگ هنر کن.



کاظم خوشخو

درخواست حذف اطلاعات

خوشی ها در برابر غم ها ناتوانند این همه روز که بودی از پس یک روز نبودنت بـرنیامد.



حسن آذری

درخواست حذف اطلاعات

جای من اینجا امن است درست مثل مداد رنگی ها در جعبه هایشان مداد رنگی های در جعبه اما تنها حبس می کشند.



احمد شاملو

درخواست حذف اطلاعات

با همه بوده است عجب هرزه ای است این تنهایی.



کامران رسول زاده

درخواست حذف اطلاعات

همسایه تان بودیم تو می خندیدی و من دیوار به دیوار گریه می .



وحید عمرانی

درخواست حذف اطلاعات

چشمان تو از فریب باید باشند از نسل خدای سیب باید باشند در تردیدم کدام یک را بوسم چشم و لب تو رقیب باید باشند